================================================================
گردنبند لاو ، بهترین طرح برای سال 2013 ، طراحی فوق العاده ظریف و شیک. دارای زنجیر و بسته بندی شکیل. بهترین هدیه برای کسی که دوستش دارید. با قیمتی استثنایی برای اولین بار در ایران ...
گردنبند لاو یکی از جدیدترین و شیک ترین گردنبندهای عرضه شده در جهان می باشد. این گردنبند با رنگ فوق العاده زیبای طلایی همراه با یک زنجیر ظریف ارائه می شود. به کار بردن دو نگین و مروارید زیبا در طرح یا همان نوشته لاو زیبایی این گردنبند را دو چندان کرده است. هم اکنون می توانید این گردنبند را با قیمتی استثنایی از فروشگاه پاتوق98 سفارش دهید
» برای مشاهده توضیحات و تصاویر بیشتر این محصول اینجا را کلیک کنید
روش خرید: برای خرید پس از کلیک روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.

فال امروز: پنجشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۲
این زنان دچار مشکلات جنسی می شوند
عکسی از عجیب ترین خالکوبی پا در دنیای فوتبال
عکس دختر هاشمی رفسنجانی در کنار حسن روحانی
ماجرای ازدواج تام کروز با نازنین بنیادی بازیگر زن ایرانی !!!
چه کسی در نشست خبری روحانی شعار داد + عکس
عکسی از نکونام که درد سر ساز شد
آهنگ جدید علی عبدالمالکی به نام “به درک”
فال امروز: چهارشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۲
شرایط معافیت کفالت تنها مراقب و سرپرست پدر
ایران مسافر جام جهانی برزیل شد / ایران ۱ – کره جنوبی ۰
احادیث درباره فضیلت ماه شعبان
راه کارهایی برای غلبه بر عادت خودارضایی
حسن روحانی روز جشن پیروزی را اعلام کرد
فال امروز: سه شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۲
آموزش شیرینی پزی نان کشمشی گردویی
دست نوشته ای زیبا و خواندنی از مهاتما گاندی
استان هایی که عجیب ترین رای ها را دادند !!!
فال امروز: دوشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۲
بازداشت یک دختر موبایل قاپ در محدوده تهران نو +عکس
چقدر حاضرید بپردازید تا با این خانم ناهار بخورید؟ + عکس
خط قرمزهای مهم در رابطه زناشویی تانآمریکا در زندانهای خود در جهان برای گرفتن اعتراف یا موارد دیگر به شکنجه زندانیان میپردازد.
در این گزارش سلسلهوار سعی شده لیستی از انواع شکنجه در این زندانها بصورت مستند ارائه شود؛ شکنجههایی که گاه شرح و بیان آنها در قالب کلمات و جملات نمیگنجد و از تصور آدمی خارج است.
در شانزدهمین بخش از این مجموعه به سرگذشت “نادیه”، دختر عراقی میپردازیم که ۴ ماه را در زندان ابو غریب بیگناه و بیدلیل سپری کرد و پس از خروج از زندان به دلیل شرایطی که با آن مواجه شد، مجبور به ترک خانه و خانواده شد تا به عنوان یک پرستار کودک و خدمتکار نزد یک خانواده مشغول بکار شود، وی داستان خود را اینگونه برای ما بازگو میکند.
* تاریخچه زندان ابوغریب
زندان ابو غریب که در ۳۲ کیلومتری بغداد، پایتخت عراق قرار دارد ، در زمینی به مساخت ۱٫۱۵ کیلومتر مربع احداث شده و دارای ۲۴ برج مراقبت و کنترل است که پس از اشغال عراق توسط نظامیان آمریکایی به دلیل شکنجههایی که در آن صورت میگرفت و تصاویر آن به رسانههای مختلف جهان درز پیدا کرد، معروفیت جهانی پیدا کرد.
* نحوه بازداشت و انتقال به ابو غریب
برای دیدن یکی از دوستانم به خانه آنها رفته بودم که ناگهان نظامیان آمریکایی به بهانه یافتن سلاح به خانه آنها ریختند و پس از گشتن کامل خانه و عدم یافتن چیزی به سراغ افراد خانواده آمده و همه را بازداشت کردند که من هم جزو آنها بودم، خیلی تلاش کردم تا به هر طریق ممکن به آنها بفهمانم من در اینجا مهمان بودهام و اصلا ارتباطی به موضوع ندارم، چه رسد به اینکه بازداشت شوم و چون از زبان آنها زندان ابوغریب را شنیدم از شدت نارحتی از هوش رفتم.
* آغاز اسارت در سلول انفرادی
همین شد که وارد زندان ابو غریب شدم، مرا به سلول تاریک و کثیفی انداختند، انتظار داشتم پس از اثبات بیگناهیم بازداشتم زیاد طول نکشد. روز اول برایم خیلی سخت گذشت، بویژه آنکه هنوز به بوی زننده و کریه زندان خو نگرفته بودم و چون زنگ نمناک و تاریک بود، به شدت بر ترس و وحشتم از آن مکان افزوده بود، خندههای وحشتناک زندانبانان در خارج زندان مرا دیگر به وحشت انداخته بودند، از این ترسیده بودم که چه چیز و چه کس در انتظار من خواهد بود. برای اولین بار خود را در تنگنای سختی میدیدیم و اینکه وارد دنیای ناشناختهای شدهام که اینطور به نظر میرسد، راه خروجی از آن نیست. در این افکار بودم که صدای نظامی زنی با لهجه غلیظ عربی به گوشم رسید. وارد سلولم شد و تا جایی که توانست مرا زد. تصور چنین صحنههایی حتی در خیالم هم نمیگنجید چه رسد به واقعیت؛ پس از آن مرا به شدت تکان میداد و میگفت، اعتراف کن، من تمام طول روز تو را زیر نظر داشتم. من حتی خصوصیترین لحظههای زندگیت را که در کنار همسرت بودهای ضبط کردهام.
* خوراندن داروی بیهوشی و تعرض به نادیه
خندیدم و گفتم، من اصلا همسر ندارم. بسیار عصبانی شد و پس از یک ساعت کتک زدن مرا وادار کرد تا یک لیوان آب بخورم که بعدها متوجه شدم، ماده مخدری در آن ریخته شده بود، چون دو روز بعد یا بیشتر چشم باز کردم و دیدم که تمام لباسهایم تکه و پاره شدهاند و آن وقت بود که دریافتم چه بلایی سرم آمده است.
* تلاش برای خودکشی
آن قدر خشمگین و عصبانی بودم که جنون به من دست داده بود، سرم را محکم به دیوار زندان میکوبیدم تا از این ننگ راحت شوم که بیش از ۵ نظامی آمریکایی وارد شدند و مرا از این کار بازداشتند، البته با کتک زدن و سپس برای اینکه به اصطلاح درس عبرتی به من داده به من داده باشند، دوباره در میان صدای قهقههای وحشیانه و صدای بلند موزیک به من تعرض کردند. این اقدام به امری روزانه تبدیل شده و تفاوت در این بود که هر روز بر وحشیگری آنها افزوده میشد.
* تشدید شکنجهها
این وضعیت تا یک ماه ادامه داشت تا این که یک روز یک نظامی آمریکایی آمد و یک دست لباس نظامی به من داد و مرا به یک دستشویی برد که در آن هم شیر آب سرد و هم آب گرم بود و از من خواست حمام کنم، با اینکه توانی برایم باقی نمانده و تمام بدنم کبود شده بود، با این حال خوشحال بودم، در حال حمام کردن بودم که دیدم دوباره آن نظامی سیاهپوست آمد و به من تعرض کرد و دوباره مرا به همان سلول بازگرداند و این وضعیت بار دیگر تکرار شد، در مواردی حتی روزی ۱۰ بار هم مورد تعرض قرار میگرفتم.
* آزادی به شرط همکاری یا عدم اثبات اتهام
یک روز یک نظامی زن آمریکایی نزد من آمد و گفت که امروز قرار است یک افسر بلند پایه از زندان دیدن کند، اگر او را از خود راضی نگهداری آزاد میشوی و چون مخالفت مرا دید بسیار عصبانی شد و با شلاقی که بدست داشت شروع به زدن من کرد، سپس مرا به حمام برد و هربار که مخالفت مرا میدید، بالطبع از آن شلاق استفاده میکرد، پس از حمام کردن خود لباسی به تنم پوشاند و مرا آرایش کرد، پس از آن مرا به اتاقی برد، در آنجا تنها بودم تا اینکه همان زن با ۴ نظامی آمریکایی درحالی که دوربینهای فیلمبرداری در دست داشتند، به همراه آن زن وارد اتاق شدند و آن زن با تمام وحشیگری مر شکنجه میکرد و آن ۴ چهار نظامی هم از من فیلمبرداری میکردند و پس از آن هم آن ۴ نظامی را آزاد گذاشت تا هرآنچه بخواهند برسرم بیاورند، براثر شکنجههای وارده از هوش رفتم و وقتی به خود آمدم، خود را بار دیگر در سلولم یافتم درحالی که نشانههای گاز گزفتن و جای ناخنها و سوزاندن با سیگار تمام بدنم را فرا گرفته بود.
* آزادی؛ اما دیگر جایی در خانواده نداری
روز بعد ماری، آن نظامی زن آمریکایی نزد من آمد و گفت که چون با آنها همکاری داشتهام مرا آزاد خواهند کرد، که بعدها دریافتم در واقع چون نتوانسته بودند، اتهامی را درباره من ثابت کنند، مجبور شده بودند، مرا آزاد کنند روز آزادیم همان لباسهایی را برایم آوردند که روز دستگیری آنها را از تنم بیرون کرده بودند، پس از آن مرا از ابو غریب سوار یک جیپ کرده و به محلی در نزدیکی خانه پدریم رساندند، اما چه سود که دیگر جایی در آن خانه نداشتم.
خیلی زود دریافتم که خانوادهام با اعلام مرگ من و گرفتن ختم ۴ ماه زودتر مرا به دیار باقی فرستاده بودند و برادرانم با چاقوهای برنده انتظار مرا میکشیدند تا پس از آزادی از زندان ننگ و عاری را که ناخواسته از جانب من بر آنها وارد شده با خون من بشویند.
به همین دلیل از خانه فرار کردم و به بغداد رفتم تا به عنوان یک خدمتکار و پرستار کودک در خانه یک فرد خیر مشغول بکار شوم.
عضويت در سايت = ارسال عکس ها و مطالب داغ روز به ایمیل شما [اینجا کلیک کنید]
هنوز از اینترنت دیال آپ استفاده می کنید ؟
از سرعت پایین و هزینه بالای آن ناراضی هستید ؟
منطقه شما را پوشش نمی دهد ؟ ADSL
آيا می خواهید در همه جای ایران
اینترنت داشته باشید ؟
دستگاه بلوتوث + اتصال به اینترنت | 100% اورجینال
اينترنت نامحدود هميشه در جیب شما
فقط 12.000 تومان
ساعت مچی CK
ویژه افراد خوش سلیقه
یک ساعت فوق العاده شیک و جدید
که جذابیت شما را چندین برابر می کند
بیمه ارسال و گارانتی تعویض و پشتیبانی
با قیمت استثنایی تا پایان ماه اسفند : 14,000 تومان