از وقتی که شوهرش را همراه و همدل خودش دیده بود شروع کرده بود به گرفتن مراسم «عروسی حضرت قاسم». خودش بارها از این مراسم حاجت روا شده بود. بعد از آن نیت کرده بود…. سبز؛ طلائی؛ سیـاه از شروع هفته تمام وقت در حال بدو بدو بود. کمرش را گرفت و نشست. مادر پیرش [...]
ادامه مطلبعجب کیفی دارد که صبح اینقدر نازت را بکشند وکله پاچه ای باشد و نان سنگکی و……خلاصه عشق یعنی همین!…. بر لحاف فلک افتـــاده شکاف پنبه میبارد از این کهنه لحاف سرش را دزدکی از زیر لحاف آورد بیرون. درواقع به زور و ذلت. یک چشمیاز زیر لحاف نگاه کرد به پنجره. بعلــه!! برف میآمد؛ [...]
ادامه مطلبچه حسی داره سرباز جوان و کم سن وسالی که دیگه الان جوان نیست؛ وقتی هر بار پوتینهاشو نگاه میکنه یاد شبی می افته که تا صبح بالای سر جنازه ۴ تا از همرزمهاش….. بسیار شیکتر و به روز تر از آن بود که به نظرت بیاد خودش هم مجروح جنگیه! آن هم چه مجروحی؟؟ [...]
ادامه مطلبپادشاهی پس از اینکه بیمار شد گفت: «نصف قلمرو پادشاهی ام را به کسی می دهم که بتواند مرا معالجه کند» تمام آدم های دانا دور هم جمع شدند تا ببیند چطور می شود شاه را معالجه کرد، اما هیچ یک ندانست. تنها یکی از مردان دانا گفت : که فکر می کند می تواند [...]
ادامه مطلبیوتاب : سردار زن ایرانی که خواهر آریوبرزن سردار نامدار ارتش شاهنشاهی داریوش سوم بوده است. وی درنبرد با اسکندر گجستک همراه آریو برزن فرماندهی بخشی از ارتش را بر عهده داشته است او در کوههای بختیاری راه را بر اسکندر بست . ولی یک ایرانی راه را به اسکندر نشان داد و او از [...]
ادامه مطلبمقیم لندن بود، تعریف می کرد که یک روز سوار تاکسی می شود و کرایه را می پردازد. راننده بقیه پول را که بر می گرداند ۲۰ سنت اضافه تر می دهد ! می گفت: چند دقیقه ای با خودم کلنجار رفتم که بیست سنت اضافه را برگردانم یا نه؟ آخر سر بر خودم پیروز [...]
ادامه مطلب. روزی یکی از دوستان بهلول گفت: ای بهلول! من اگر انگور بخورم، آیا حرام است؟ بهلول گفت: نه! پرسید: اگر بعد از خوردن انگور در زیر آفتاب دراز بکشم، آیا حرام است؟ بهلول گفت: نه! پرسید: پس چگونه است که اگر انگور را در خمره ای بگذاریم و آن را زیر نور آفتاب قرار دهیم و [...]
ادامه مطلبقصر پادشاه : در افسانه های شرقی قدیم آمده است که یکی از پادشاهان بزرگ برای جاودانه کردن نام و پادشاهی خود تصمیم گرفت که قصری باشکوه بسازد که در دنیا بی نظیر باشد و تالار اصلی ان در عین شکوه و بزرگی و عظمت ستونی نداشته باشد !!! اما پس از سالها و [...]
ادامه مطلبپدرم گفت به من سخنی جانانه از همان چیزی که اسمش هست رایانه صورتی دارد او کوچک و رنگین است اسم او مانیتور وزن او سنگین است صورتش چون تی وی جعبه ای از شیشه از دو دوست دیگر او جدا نمیشه اولین دوست او صفحه کی برد است صفحه ای پر دکمه یک کمی [...]
ادامه مطلب. خدیجه محصلی با اشاره به این که تاثیر سیگار روی پوست از ۲ طریق اتفاق می افتد، اظهار داشت: مصرف سیگار سبب پخش شدن مواد شیمیایی مضر در محیط، خشکی سطح پوست، خارش و نهایتا اثر تخریبی بر پوست می شود. مسوول دبیرخانه کشوری کنترل دخانیات وزارت بهداشت ادامه داد: سیگار با انقباض عروق [...]
ادامه مطلب. پیری برای جمعی سخن میراند. لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند. بعد از لحظه ای او دوباره همان لطیفه را گفت و تعداد کمتری از حضار خندیدند. او مجدد لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن لطیفه نخندید. گذشته را فراموش کنید و به [...]
ادامه مطلبتحقیق در مورد دختران فراری همیشه با مشکل نامشخص بودن سوژه و نبود اطلاعات کافی روبه رو می شود. در این فضای مبهم گاهی اوقات نظریات عجیبی نیز به گوش می رسد نظیر اینکه دختران فراری در ۲۴ یا ۴۸ساعت پس از فرار مورد آسیب قرار خواهند گرفت . اعلام محدوده زمانی مشخص برای این [...]
ادامه مطلبداستان خواندنی اهداء خون برادر – خرداد ماه ۹۰ سال ها پیش زمانی که به عنوان داوطلب در بیمارستان استانفورد مشغول کار بودم با دختری به نام لیزا آشنا شدم که از بیماری جدی و نادری رنج میبرد. ظاهرا تنها شانس بهبودی او گرفتن خون از برادر پنج ساله خود بود که او [...]
ادامه مطلبکتاب PDF داستان هری پاتر به زبان فارسی این کتاب داستان مهیج و زیبا به زبان فارسی برای شما دوستان آماده شده است. این کتاب در ۳۹۹ صفحه و با فرمت کتاب های الکترونیکی PDF تهیه شده است. شما می توانید این کتاب کم حجم و بسیار زیبا را از سایت دمساز دریافت نمایید. [...]
ادامه مطلبخوشبخت ترین ها: وقتی که خودم را از بالای ساختمان پرت کردم .در طبقه دهم زن و شوهر به ظاهر مهربانی را دیدم که با خشونت مشغول دعوا بودند! در طبقه نهم پیتر قوی جثه و پر زور را دیدم که گریه می کرد ! در طبقه هشتم مِی داشت گریه می کرد چون [...]
ادامه مطلبنام کتاب: رازهای ویندوز ۷ تعداد صفحات: ۱۰۸۳ فرمت کتاب: PDF زبان کتاب: انگلیسی توضیحات: بدون شک ویندوز ۷ جز محبوب ترین ویندوز ها بشمار میاید.خیلی از عزیزان این ویندوز رو روی سیستم های خودشون نصب میکنند و معتقداند که این ویندوز بهترین ویندوزی است که از طرف شرکت مایکروسافت ارائه شده است.با توجه [...]
ادامه مطلبباران باش و ببار و نپرس کاسه های خالی از آن کیست… فرعون پادشاه مصر ادعای خدایی میکرد. روزی مردی نزد او آمد و در حضور همه خوشه انگوری به او داد و گفت اگر تو خدا هستی پس این خوشه را تبدیل به طلا کن. فرعون یک روز از او فرصت گرفت. شب [...]
ادامه مطلبروزگاری یک کشاورز در روستایی زندگی می کرد که باید پول زیادی را که از یک پیرمرد قرض گرفته بود، پس می داد. کشاورز دختر زیبایی داشت که خیلی ها آرزوی ازدواج با او را داشتند. وقتی پیرمرد طمعکار متوجه شد کشاورز نمی تواند پول او را پس بدهد، پیشهاد یک معامله کرد و گفت [...]
ادامه مطلبزمانی که نادر شاه افشار عزم تسخیر هندوستان داشته در راه کودکی را دید که به مکتب میرفت. از او پرسید: پسر جان چه میخوانی؟ قرآن. – از کجای قرآن؟ – انا فتحنا…. نادر از پاسخ او بسیار خرسند شد و از شنیدن آیه فتح فال پیروزی زد. سپس یک سکه زر به پسر داد [...]
ادامه مطلبپیر مرد روستا زاده ای بود که یک پسر و یک اسب داشت. روزی اسب پیرمرد فرار کرد، همه همسایه ها برای دلداری به خانه پیر مرد آمدند و گفتند:عجب شانس بدی آوردی که اسبت فرارکرد! روستا زاده پیر جواب داد: از کجا میدانید که این از خوش شانسی من بوده یا از بد شانسی [...]
ادامه مطلبمردی متوجه شد که گوش همسرش سنگین شده و شنوایی اش کم شده است. به نظرش رسید که همسرش باید سمعک بگذارد ولی نمی دانست این موضوع را چگونه با او درمیان بگذارد. به این خاطر، نزد دکتر خانوادگی شان رفت و مشکل را با او درمیان گذاشت. دکتر گفت: برای اینکه بتوانی دقیقتر به [...]
ادامه مطلبپسر کوچولو به مادر خود گفت:مادر داری به کجا می روی؟ مادر گفت:عزیزم بازیگری معروف که از محبوبیت زیادی برخوردار است به شهر ما آمده است.این طلایی ترین فرصتی است که می توانم او را ببینم وبا او حرف بزنم،خیلی زود برمیگردم. اگر او وقت آن را داشته باشد که با من حرف بزند چه [...]
ادامه مطلبفقط یک ماه او را در آغوش گرفتم… هرطور بود باید بهش می گفتم و راجع به چیزی که ذهنم رو مشغول کرده بود, باهاش صحبت می کردم. موضوع اصلی این بود که من می خواستم از اون جدا بشم. بالاخره هرطور که بود موضوع رو پیش کشیدم, از من پرسید چرا؟! اما وقتی از [...]
ادامه مطلبدر اینروز بزرگترین استقبال تاریخ در تهران برگزار شد؛ بطوری که طول جمعیت استقبال کننده از آیتالله خمینی به ۳۳ کیلومتر رسیده بود. در ساعت ۹:۵۰ دقیقه بامداد روز دوازدهم بهمن هواپیمای حامل خمینی در میان تدابیر شدید امنیتی در فرودگاه مهرآباد برزمین نشست. خمینی پس از ورود به فرودگاه و ایراد سخنرانی طبق برنامهای [...]
ادامه مطلبمرد، دوباره آمد همانجای قدیمی روی پله های بانک، توی فرو رفتگی دیوار یک جایی شبیه دل خودش، کارتن را انداخت روی زمین، دراز کشید، کفشهایش را گذاشت زیر سرش، کیسه را کشید روی تنش، دستهایش را مچاله کرد لای پاهایش… خیابان ساکت بود، فکرش را برد آن دورها، کبریت های خاطرش را یکی یکی [...]
ادامه مطلب